تبليغاتX
اولین غم من آّخرین نگاه توست

اولین غم من آّخرین نگاه توست

رنگ خورشید غروب چشماتو یادم میاره

کاش به تو می گفتم عاشقانه دوستت دارم

 

نزار بهت عادت کنم جدایی سخته گل من

یه روز تو از اینجا میری میشکنه تنها دل من

نزاربهت عادت کنم جدایی سخته گل من

تو که نمیمونی پیشم داغتو رو دلم نزار

نزار بهت عادت کنم تا که جدایی سخت نشه

نهال عشق و بسوزون تا یه روزی درخت نشه

ما که بهم نمیرسیم حتی توی خواب و خیال

قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال

نمی شه این پله ها رو دو تا یکی کرد و رسید

دیوار سنگه بینمون نمی شه دیوار رو ندید

نزار بهت عادت کنم

نزار بهت عادت کنم

نزار بهت عادت کنم

///////////////////////////////////

به آسمون نگاه كن، براي ما مي باره

براي ما كه امشب جدا شديم دوباره

توی خونه اي كه نيستي چه سخته بی تو بودن

زمونه ي لعنتي تو رو گرفته از من

سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت

بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت

نگو جدايي ما بازي سرنوشته

نگو كه قصمونو خود خدا نوشته

اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟

تو رفتي و نديدي اون كه شكسته منم

سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت

بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت

به من نگو كه گريه تلخه شگون نداره

نگو بزار آسمون به جاي ما بباره

اون كه شكسته منم سرت سلامت عزيز

به ياد عشقمون باش تو فصل زرد پاييز 

روزی دوباره به سراغم خواهی امد . ولی می دانم که شادابی ات را در پس جاده های جوانی گم

 کرده ای . ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . اگر چه فانوس قلبم سوسو می زند و تکه های

 شکسته قلبم که تو سالها پیش با بی رحمی آن را شکسته ای با یک اشاره از هم خواهد پاشید

. ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد و به تو خواهم گفت : که سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام .

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت20:29توسط شکیبا | |

 

حالا اسمت که میاد گریم می گیره

به راستي چقدرسخت است



 خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها



و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني       



   و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري



درحالي که تظاهر مي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد



 اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن



 و باز هم نفرين به تو   اي سرنوشت.

           

 دلم تنگ است                 دلم اندازه حجم قفس تنگ است     سکوت از کوچه لبريز است



 

 صدايم خيس و باراني است                      نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است.......

چرا با اینکه می دونم خطا کرده

                    هنوز دل گرم امیدم که برگرده

مرا از یاد نبر    تنهایم مگذار

من شکوفه ای دارم که هنوز میوه نشده

و ارزویی که هنوز بر اورده نشده

خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست


فقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیم


بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست


فقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیم


تموم لحظه‏ های این تب تلخ


خدا از حسرت ما با خبر بود


خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست

دیدی دعامون بی ‏اثر بود
 
چه سخته مال هم باشیم و بی هم


می ‏بینم می ری و می ‏بینی میرم

وقتی هستی اما دوری از من


نه می شه زنده باشم ، نه بمیرم


نمی گم دلخور از تقدیرم اما


تو می دونی چقدر دلگیره این عشق


فقط چون دیر باید می ‏رسیدیم


داره رو دست ما می ‏میره این عشق


تموم لحظه‏ های این تب تلخ


خدا از حسرت ما با خبر بود


خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست


خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود
 
خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست


فقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیم

نیمه ی ما ، مال ما نیست


فقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیم...

----------------------------------------------------------

به نام خدایی که غفور است و رحیم                               زندگی بی تو عذابی است وخیم

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                                     ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

                                                       می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 پس:    

        برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

بنابراین:

           قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

                                 عاشقانه دوستت بدارم .

 

love

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت19:55توسط شکیبا | |