تبليغاتX
اولین غم من آّخرین نگاه توست

اولین غم من آّخرین نگاه توست

رنگ خورشید غروب چشماتو یادم میاره

 

من از یک شکسته عاشقانه می ایم

 

 

ذره ای امید...قطره ای احساس...مشتی حرف اغشته به عشق... دریغ نصیب من

 

اغوش سکوت...دنیایی امید پوچ...هر چه جز عشق...

بارها قلبم همچون غرورم شکست تکه تکه شد

 

...ملالی نیست...بشکن غرورم را ... له کن احساس های نمناکم را...

اما با من باش...

 

بگیر از من هر چه می خواهی ... روح و تنم را بگیر ...اما با من باش

((می شنوی !هر تکه ی شکسته ی قلبم باز فریاد می زند : دوستت دارم))

قلبم را شکسته تر کن ...بگذار بلند تر شود فریاد ((دوستت دارم))

بگذار با هر تکه ی شکسته ی  قلبم ترا دوست بدارم... شاید راضی شوی...

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت15:25توسط شکیبا | |